انسان و دنیاى بى قرار

ما آدم ها به جای آنکه زندگی کنیم و باشیم فقط در حال جمع کردن و ” داشتن ” هستیم.

ما به پدیده ها به چشم مالکیت نگاه می کنیم و به آنها چنگ می زنیم تا پیش خودمان نگه داریمشان.

ما به جای آنکه دنبال دانستن باشیم، دنبال جمع کردن اطلاعات هستیم.

به جای آنکه از پول لذت ببریم، دنبال ذخیره کردن برای آینده هستیم، به جای آنکه به بچه هایمان فرصت حضور و زندگی کردن بدهیم، سعی می کنیم مثل یک دارایی آنها را داشته باشیم، تا آن طور که ما می خواهیم زندگی کنند و به آنچه ما باور داریم، ایمان بیاورند…

به جای آنکه از لحظه ای که در آن هستیم لذت ببریم، سعی می کنیم با عکس گرفتن، آن لحظه و خاطره را تصاحب کنیم و…

می خواهیم همه چیز را به بهترین حالت آن حفظ کنیم. دوست داریم همیشه جوان بمانیم و سالم.

دوست داریم وسایلی که به ما مربوط است، نو و سالم باقی بمانند…

در همه اینها ما دنبال ” ثبات” و ” قرار” هستیم، و از این بابت متحمل اضطراب و رنج می شویم.

نگرانی اینکه ثبات در مسایلی که به ما مربوط است، از بین برود.

در حالی که در دنیا هیچ چیز ثبات و قرار ندارد، هیچ چیزی ” همانطوری که هست باقی نمی ماند “.

و این قانونی است که ما مدام آن را از یاد می بریم.

ما برای آنکه ” قرار” را حفظ کنیم ، بی قرار می شویم.

اگر جرات داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بی ثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی می رسیم.

 اریک فروم

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *