ترکیب های فاجعه ساز برای یک تیم کاری!

نکته جالب درباره کار تیمی این است که، به همان اندازه که سازنده و پیش برنده است؛ می تواند فاجعه ساز هم باشد!

می پرسید چگونه؟

با اشتباه در انتخاب اعضای تیم.

چنانچه از ترکیب افرادی با تیپ های شخصیتی یکسان استفاده کنید، باید منتظر افتضاحات کاری باشید!

نخست نتیجه یک پروژه که به  یک تیم کاری با شخصیت تماما «D» سپرده شده است را از نگاه مدل شخصیت شناسی دیسک بررسی می کنیم

  1.  قطعا سر این موضوع که چه کسی رهبری تیم را بر عهده بگیرد و تصمیم گیرنده نهایی باشد، با هم مشاجره خواهند داشت!
  2.  پروژه زودتر از موعد مقرر به دست شما می رسد، ولی مطمئن باشید خطاهای زیادی در جزئیات کار رخ داده است.
  3. این تیم سلطه گرا، ارزیابی واقع بینانه ای از ریسک های محتمل در فرآیند پروژه نخواهد داشت!
  4. اگر اقتدار گرایی برخی از افراد تیم مدیریت نشود ممکن است نزاع ها و تعارضات باعث فروپاشی تیم شود!

و اما چه بلایی بر سر پروژه می آید اگر تمام اعضای تیم شخصیت «I»داشته باشند:

  1. ممکن است تعدادی از جلسات کاری را در محیط غیر کاری مثلا در رستوران یا کافی شاپ برگزار کنند؛ که در این صورت حتما مستند سازی پروژه را با عکس هایی که از جلسه می گیرند، انجام می دهند!
  2. اگر آمار و ارقام و ثبت این موارد در پروژه حائز اهمیت است، باید فکری کرد؛ چرا که احتمالا خیلی از موارد فقط در ذهن ها ثبت می شود و بعد مدتی از بین می رود!
  3.  اگر قواعد و استانداردهای کاری هر روز پیش چشم اعضای تیم باشد باز هم ممکن است به آسانی از این چارچوب ها خارج شوند!
  4. به دلیل سطح بالای انرژی در جمع «I»ها و خوش بینی افراطی این اشخاص، برآوردهای زمانی و مالی به درستی انجام نمی شود و ممکن است پروژه با مشکلاتی در خصوص بودجه و تحویل به موقع مواجه شود.

بر اساس توضیحات تست دیسک افراد تیپ «S» افرادی ثبات گرا و آرامش طلب هستند؛ اما مدل شخصیت شناسی دیسک به ما می گوید اگر قرار باشد این افراد در غالب یک تیم کاری فعالیت کنند، نباید نتیجه خوبی را برای پروژه متصور باشیم!

اتفاقاتی که پس از واگذاری یک پروژه کاری به یک تیم کاملا « S » می افتد چنین است :

  1.  احتمالا برخی اعضای این تیم، برای تاکید بر وفاداری شان نسبت به یکدیگر و تیم، وظایف بقیه را هم انجام دهند و شاید این کارها الزاما بخشی از تخصص آنها نباشد!
  2. افراد تیم به دلیل همدلی و هم حسی زیاد، یک شخص را بدون توجه به موقعیت و تخصص لازم، بر سر کاری قرار می دهند و این مساله به پروژه آسیب می زند!
  3. نفرات تیم به دلیل ترسی که از قضاوت شدن دارند، از بیان برخی نظرات و ایده ها خودداری می کنند؛ و این مشکل مانع نوآوری تیم و پیشرفت کار می گردد!
  4. اعضای تیم از مباحثه و مجادله بیزار هستند و به همین دلیل ترجیح می دهند برخی مشکلات و بازخورد ها را اساسا به زبان نیاورند؛ معمولا یکی از همین مشکلات وخیم می شود و تیم را دچار فروپاشی می کند!

و اما پس از واگذاری کار به یک تیم « C» چه بلایی بر سر پروژه می آید؟

  1.  بی شک باید در انتظار یک پایان طولانی برای پروژه باشید؛ چرا این که این تیم تحلیل گر برای یافتن بی نقص ترین راه حل بارها تصمیماتش در مورد چگونگی انجام کارها را تغییر خواهد داد!
  2.  از آنجا که افراد تیپ «C» منتقدین سخت گیری هستند، انتقاد کردن از هم تیمی ها سبب مشاجره و بحث ها و جلسات طولانی بین آنها می شود!
  3.  شما تنوع و نوآوری چندانی در نحوه انجام یا ارائه پروژه تان نخواهید دید؛ چرا که این اشخاص محاسبه گر، مطابق استانداردهای از پیش تعیین شده پیش می روند.
  4. کارآیی این تیم زیاد است، اما اثربخشی فعالیت ها و پروژه ممکن است بسیار پایین باشد؛ چرا که گاهی درگیر شدن بیش‌ از حد در جزئیات، باعث می شود دیدگاه کلان و استراتژیک کلا از بین برود و افراد در یک مسیر غلط خیلی دقیق و با کیفیت کار کنند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *