ناتوانی

Disability

قدرت اراده آن چیزی نیست که به دنبال آن هستیم.راه ما پذیرش زندگیست.
شخصی می گفت: سال ها زندگیم را وقف آن کردم که به دیگران بودن ، انجام دادن ، و احساس کردن چیزی را بیاموزم که نبوده اند. خودم و دیگران را دیوانه کرده ام.
سال ها تلاش کرده ام تا کسانی را که به من احساسی نداشته اند با احساس کنم.
سال ها تلاش کرده ام کسانی را که احساس بدبختی می کرده اند خوشبخت کنم.
مأیوسانه تلاش کرده ام که کار غیرممکن را بکنم و چون نتوانسته ام احساس شکست خورده ها را پیدا کرده ام.
مثل اینکه از درخت سیب توقع داشته باشیم میوه دیگری بدهد.
امکان پذیر نیست. بی فایده است!
به این نتیجه می رسیم که هر چه در مقام کنترل و تغییر دادن دیگران بیشتر بکوشیم ، مشکلاتمان بیشتر می شود. هر قدر به خودمان بیشتر برسیم زندگیمان راحت تر و خوشایندتر می شود.

اگر توان تغییر کسی را ندارم احساس ناتوانی و بی قدرت بودن را نخواهم داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *