نا امنی زنان در سایه سکوت
تجاوز به عنف تفاوتی با قتل نفس ندارد!

آیا قربانیان تجاوز و تعرض در ایران نسبت به افشای واقعه رخ داده و یا شکایت از مجرم اقدام می کنند؟ 

جامعه ما در بخشی از خود که شاید بتوان آن را در حد ۳۰ تا ۴۰ درصد ارزیابی کرد، هنوز به ارزش های سنتی به شدت پایدار است.

متاسفانه این سنت ‌ها بیشتر از آنکه تحت تاثیر ارزش های دینی جامعه باشند، روی ارزش‌ ها تاثیر گذارند و از ساختارهای جماعتی و قبیله ای پیشین ریشه می‌گیرند که به شدت زن ستیز بوده و در آن‌ها «شرف» و «آبرو» در گروی برخی باورهای قدیمی و ضد زن هستند.         

بحث امنیت جنسی عموما در چارچوب قوانین اجتماعی دنبال می شود ولی متاسفانه این امر در جامعه ما هنوز دارای محدودیت های فراوان فرهنگی، مذهبی و سیاسی است.

در نتیجه به دلیل عدم بحث کافی در جامعه، نه تنها مردم از شدت و ماهیت بسیار خطرناک این مشکل به اندازه کافی اطلاع ندارند بلکه اعتقادات غیر سازنده ای هم پیدا می کنند؛ مثلا خانواده فرد قربانی را گناهکار می دانند.

رفتارهای اشتباه با قربانیان 

بی اطلاعی خانواده و دیگر افراد دست اندر کار باعث می ‌شود به کرات فرصت های طلایی برای گوش فرا دادن به قربانیان تجاوز از دست برود.

اگر فرد متجاوز در موقعیت اجتماعی بالایی باشد متاسفانه بعضی از خانواده ها بدلیل نبود مراکز حمایتی و ترس از «بدتر شدن ماجرا» از گزارش واقعه منصرف می شوند.

بعضی از خانواده ها هم بر پایه اعتقاد نادرست که گزارش ماجرا، مشکل را پیچیده تر می کند خود شروع به درمان آن می کنند. این درمان ها عموما نادرست و نارسا بوده و باعث وخیم تر شدن وضعیت قربانی می شود.

اگر شخص متجاوز در میان اقوام و فامیل باشد، بعضی خانواده ها بدلیل اینکه طرح موضوع باعث مشکلات عدیده در دیگر خانواده ها می شود از گزارش موضوع صرف نظر می کنند.

در بعضی مناطق کشور، اکثر خانواده های قربانی تجاوز، دختران خود را لکه ننگی می دانند بر دامان خویش!

متاسفانه این خانواده ها برای پاک کردن صورت مسئله اقدام به حذف فیزیکی قربانیان می کنند!

چرا زنان تجاوز را آشکار نمی کنند؟ 

تعداد زیادی از زنانی که مورد تعرض جنسی قرار می گیرند به این پدیده اعتراض نمی کنند؛ مردان نیز این سکوت را به نفع خود تعبیر می کنند و می گویند اگر زنی از رفتار مردی خوشش نیاید، حتما عکس العمل نشان می دهد، اما عدم اعتراض زنان در این موقعیت ها، دلایلی غیر از رضایت آنان دارد:

۱. حفظ آبرو

مهمترین دلیل سکوت زنان حفظ آبرویشان است. تابو بودن مسائل جنسی در جامعه ما بیش از هر چیز دیگری سبب مسکوت ماندن این قبیل مسائل می شود.

۲. تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل 

حتی در مواردی این بن بست های معیشتی سبب نوعی رضایت ناخواسته از جانب زن برای تن دادن به روابط خاص در محیط کار می شود.

۳. دشوار بودن اثبات ادعا

برای اثبات چنین اتهامی فرد قربانی باید شاهد داشته باشد یا دلایل محکمی ارائه دهد.

۴. ناآگاهی زنان از قوانین موجود و بی اطلاعی درباره حق و حقوق خود

۵. نگرش حاکم بر جامعه

۶. تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم

۷. مقصر دانستن خود و احساس گناه

۸. ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان

تامین امنیت زنانی که قربانی تجاوز می شوند بسیار مهم است؛ چرا که اگر احساس امنیت نکند، زبانی برای شکایت نخواهد داشت.

عدم وجود قانون حمایتی مدلل باعث تعدی روز افزون تجاوز به عنف می شود.

همه ما در مقابل این معضل مسئولیت داریم و تا زمانی که امنیت لازم را فراهم نکنیم تا قربانیان درباره دردهایشان لب به سخن بگشانید، این چرخه متوقف نخواهد شد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *