وقتی کارمند شما پستش را دوست ندارد و پستش او را دوست ندارد!

دلسردی نسبت به محیط کار همیشه از تنش میان همکاران، پایین بودن دستمزد، سختی کار و … ناشی نمی شود.

گاهی اوقات افراد از جایگاهی که دارند راضی نیستند.

نه بدین معنی که الزاما پست بالاتر و ترفیع می خواهند بلکه شاید خواستار پستی با دغدغه کمتر باشند!

این مشکل به ویژه در سازمان هایی دیده می شود که شخصی به واسطه معرفی اطرافیان وارد سازمان می شود. از آنجا که بازار بیکاری داغ داغ است برای آنکه نسوزد ناچار به هر جایی پناه می برد؛ اما تبعات این کار پس از مدتی که تازگی کار از بین رفت مشخص می شود و هم به کارمند و هم به سازمان لطمه می زند.

در شخصیت شناسی دیسک مبحثی هست به نام تناسب شغل و شاغل که تناسب تیپ شخصیتی افراد با شغل شان را مورد بررسی قرار می دهد.

مثلا به این نکته اشاره می کند که اگر ما یک نفر با تیپ «S» را که شخصیتی دورن گرا و آرام دارد را به عنوان مسئول جلسات یا مسئول عقد قرارداد های مهم انتخاب کنیم، استرس و تنش های درونی این فرد روند کار او مختل می سازد.

تصور کنید چه فاجعه ای به بار می آید وقتی یک فرد تحلیل‌گرا «C» که نیازمند جزئیات دقیق همه موضوعات است مسئول انجام کاری باشد که باید سریع تحویل داده شود.

یا چه‌قدر کارمند ما با تیپ شخصیتی سلطه گرا «D» دلسرد می شود، اگر کارهای ساده و کم چالش را به او بسپاریم. او چنین تصور می کند که او را ضعیف و بی مصرف می بینیم.

یک تناسب و علاقه دو جانبه نیاز است بین مشاغل سازمان شما و کارمندانتان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *