واقعیت های تلخ مدیریت!

!The bitter realities of management

١- مدیریت فقط و فقط سیاست است، با صداقت و سادگی کار پیش نمی رود. سیاست ورز خوبی باش.

٢- هرچه موفق تر شوی بیشتر نامحبوب می شوی و دوستان کمتری داری. قرار نیست همه را خشنود کنی.

٣- برای دیگران آنقدر که خودت فکر می کنی جالب و جذاب نیستی، به جای خودت روی آنها تمرکز کن.

۴- کسی که هیچ ترسی نداشته باشد به دنیا نیامده است، همه می ترسند، این را بدان و با آنها روبه رو شو.

۵- همیشه زیر نظری، مواظب هر لحظه ات باش. اوقاتت را باآدم های محدودی تقسیم کن.

۶- انرژی ات محدود است، ان را به صورت بهینه استفاده کن و مواظب هدر رفتنش باش.

٧- قرار نیست منم منم کنی و مستقیم همه اعتبار را برای خودت جمع کنی، به دیگران و کارکنان اعتبار بده و در سایه غیرمستقیم خودت را تبلیغ کن، این روش هوشمندانه تری است! کاری کن دیگران از تو بگویند.

٨- از این و آن ناله نکن، غرغرهایت را برای همان حلقه کوچک دوستان نگه دار.

٩- از مسئولیت روزمره باید فراتر بروی، تو در یک سیستم کار نمی کنی، باید سیستم خودت را بسازی. شرح وظیفه ات را خودت می نویسی نه بقیه!

١٠- شبکه سازی و رابطه ایجاد کردن را به خوبی بیاموز، سعی کن از هر ارتباط کوچکی برای پیشبرد اهداف حرفه ای استفاده کنی، هر لحظه زندگی ات جنگ است!

١١- زندگی تو فقط کار نیست، اوقات شخصی ات و خلوتت را از دست نده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *